
امروز 19/01/1397 ، خيي از وبلاگم فاصله گرفتم قرار بودم يه وبلاگ جديد برات بسازم و تو اون باهات درد و دل كنم اما نشد يادم رفت وقت نكردم نميدونم ... به هر حال الان بعده مدتها اينجام و ميخوام بگم تو اين ...
ادامه مطلب
ديروز با همه مشغله اي كه سركار داشتم سعي كردم تمركز كنم و يه ايميل برات فرستادمxa0xa0يه سري حرفا رو بايد ميزدم يه سري سوالا رو بايد مي پرسيدم به شنيدن جواباشون نياز دارمxa0xa0xa0ديروز آخرين لحظه فرستادمش و بهت خبر دادم كه ايميل رو بخوون حالا نميدونم خونديش يا نه اما من بي صبرانه منتظر جواب هستمxa0xa0بنظر خودم بهتر موقعيت بود چون تو هم تنها بودي و بهتر ميتونستي كه فكر كني حالا نميدونم احتمالاً فردا بر مي گردي ميگي وقت نكردم ... نميدونم ...! اميدوارم كه اينطوري نشه منتظرم ...
ادامه مطلب